|
قلعه رو به ويراني پرتغاليهاي چابهار گروه ميراث فرهنگي- قلعه پرتغالي چابهار با اينکه اکنون در
يکي از ميادين اصلي ورودي شهر چابهار جاي گرفته اما به حال خود رها شده و
شرايط بسيار نامناسبي دارد. در برخي از بخشهاي اين قلعه ديده ميشود که
ديوارهاي خشتي آن با سيمان به هم وصل و به قول محليها سيمان مالي شده است،
به نظر ميرسد که اين اقدام نشان از مرمت اين قلعه تاريخي دارد اما با اين
همه همچنان قلعه تلي از خشت و آجر است.
قلعههاي پرتغاليها تقريباً در بيشتر
مناطق حاشيه خليج فارس وجود دارد، در بندر قشم، کنگ، در عمان، در رأس
الخيمه، در قشم، در جزيره هرمز و چند جاي ديگر. اين قلعهها با پلان چهار
ضلعي نامنظم، داراي ديوارهاي به قطر حدود5.3 متر و برجهايي به ارتفاع حدود
12 متر در چهار گوشه قلعهاست. قلعه چابهار در بلنداي صخرهاي در ميدان
تيس يکي از قلعههاي مهم پرتغاليها به شمار ميرود.
با اين وجود، مشاهدات خبرنگار CHN
نشان ميدهد، اين قلعه اکنون شرايط مناسبي ندارد و بدون حضور مسئول حراست و
نگهباني رها شده است. اگر چه به نظر ميرسد که مرمتهايي روي ديوارهاي آن
انجام شده است اما اين مرمتها نتوانسته که بنا را سراپا و احيا کند. آن هم
قلعهاي که در روستاي تيس قرار دارد. اين دژ متعلق به دوران اسلامي بوده و
در فهرست آثار ملي جاي گرفته است. در بخشهايي از اين قلعه نيز سعي شده
که آبشاري مصنوعي ساخته شود که هيچگونه همخواني با کاربري قلعه ندارد و در
نتيجه اين بخش از مرمت هم نتوانسته موفق باشد و همانگونه رها شده و در
حوضچهاي که پايين قلعه احداث شده لجن جمع شده است.
اين تنها آسيبهاي وارد شده به قلعه
پرتغاليها نيست بلکه بخشهايي از برج ورودي قلعه پرتغاليها فرو ريخته و
ديوارهاي آن همه در حال فرو ريختن است. طاقها و ديوارهاي آن نيز به شدت
آسيب ديده و در معرض خطر تخريب تدريجي قرار دارند. در جاي جاي آن هم زباله
ريخته شده و تنها شانسي که به نظر ميرسد اين قلعه آورده تعداد گردشگراني
است که به چابهار نميروند.
نخستين بخشي که هنگام ديدن قلعه
پرتغاليها به چشم ميخورد، ايوان آن است که با دو پله با حدود يک متر
ارتفاع از سطح حياط دژ بلندتر است. بسياري از قسمتهاي اين ايوان ترک
برداشته و آجرهاي آن ريخته است. در گوش شمال شرقي آثار اتاقهايي وجود
داشتند که اکنون همه آن اتاقها ويران شدهاند.
بر اساس گفته کارشناسان ميراث، شيوه ساخت
اتاقها و طاقهاي اين بنا شبيه به کاروانسراي شاهعباسي بيستون است که در
زمان شاه سليمان صفوي ساخته شدهاست که به نظر ميرسد پرتغاليها از معماري
ايراني براي ساخت قلعهها استفاده کردهاند اما با اين حال ايرانيها
تلاشي براي سامان دادن به اين معماري نداشتند. در سه طرف حياط حجرهها و
اتاقهايي حجرهها و اتاقهاي گوش شمالي وجود دارند که همه در حال
ويرانياست.
هرچند زماني گفته ميشد که در آن سوي ساحل
درياي عمان آثار دو برج بزرگ در طرفين ديده ميشد اما اکنون اثري از اين دو
برج نيست و تنها برجي که باقي مانده به شدت آسيب ديده است.
مصالح به کار رفته در ساخت دژ، آجر، سنگ و
گچ است اما اکنون در مرمت آن سيمان استفاده شده است. گويا زماني تزئيناتي
از آجر و سنگ در اطراف گلدستههاي وجود داشته که اکنون آثاري از آن وجود
ندارد.
اين قلعه بر همه خليج دهانه تيس اشراف لازم
را دارد و در ضمن از فاصله زيادي در دريا ديده ميشود که از مهمترين
ويژگيهاي آن به شمار ميرود.
اسناد و مدارک گوياي آن است که سبک ساخت و
نوع مصالح به کار رفته مناره و گوشواره به سبک سلجوقي بوده و تعميرات بعدي
که در اتاقها و ايوانها انجام شده بيشتر سبک صفوي و سبک دوران قاجار است.
در گوشههاي حياط دژ آثاري از آب انبارها به چشم ميخورد که از سنگ و
ساروج و گچ ساخته شدهاند. در بيرون ديوار بلند دژ آثار چاهي وجود دارد که
در سنگ صخره کنده شده و لبه چاه با استفاده از سنگ و ساروج محکم شدهاست.
اين چاه قرار بود که تبديل به حوض شود اما ناتمام رها شده است. در بخش سقف
دژ چوبهايي به کار رفتهاست که احتمالاً از مناطق ديگر به اينجا آورده
شدهاند.
در کتاب باستانشناسي و تاريخ بلوچستان به
نقل از سرتيپ مهدي خان مهندس ايراني آمدهاست: «در تيس بسيار دژ خوبي است و
يک سوي بدنه دژ وصل به درياست، قدري ناتمامي دارد که بنُا و عمله در آن
مشغول کارند. ديوار بزرگي از سوي دريا کشيدهاند براي بار اندازي وغيره حصن
معتبري است واصل دژ نو در روي تپه مرتفعي ساخته شدهاست.»
با اين همه آنچه از اين دژ يا قلعه مانده
تنها هماني است که محليها از آن ياد ميکنند: «خرابيها و ويرانيهاي
بالاي صخرههاي ميدان تيس!»
برچسبها: اماکن تاریخی
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ساعت 22:53  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|