|
قبل از این که روستای سیان جرقویه برق کشی شود بیشترین کابرد را در روشنایی چراغ بادی یا فانوس داشت.بسیاری از خانواده ها ۲یا ۳چراغ بادی داشتند.که هم برای روشنایی استفاده می شد وهم چراغ سیار بود که در خانه وخارج از خانه از ان استفاده می کردند .وهنگام خواب فتیله آن را پایین می کشیدند ودر حقیقت چراغ خواب می شد.چراغ بادی در برابر باد می توانست دوام بیاورد وزود خاموش نمی شد.از چراغ دستی به جای کبریت هم استفاده می شد.به این صورت که در تمام طول شبانه روز چراغ دستی روشن بود وبرای روشن کردن اتش وسایر وسایل نفت سوز مانند سماور یا گرد سوز ازان استفاده می کردند.
شیشه چراغ بادی هم زود می شکست مخصوصا اگر در هنگام داغ بودن در شب آبیاری مزارع به آن آب ریخته می شد.آوردن شیشه از اصفهان تا سیان هم با نبود وسایل نقلیه مشکل بود.اقلب خاله خینسا(خیرالنساء درستکار) فروش ان را به عهده داشت در مجالس عمومی برای معلوم بودن چراغ بادی هر کس یک نخ یا نشانه به دسته چراغ می بستند. در صورتی که شکستگی شیشه کم بود روی سوراخ ان یک کاغذ می چسپاندند. در صورت سوراخ شدن مخزن نفت چراغ دستی ان را با مخلوط موی بز وخرما می چسپاندند. وسرانجام بعد از سال ها چراغ دستی را برای دور کردن پرندگان روی درخت اویزان می کردند.
برچسبها: جرقویه ای
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:45  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
از وبلاگ جناب جواد مفرد کهلان
از آنجاییکه واژه لُر (از ریشه اوستایی رو-رَ= برخوردار از بُرندگی) در زبان بلوچی به معنی خنجر است و کاسی ها (نیاکان لُرها) مطابق هرودوت مانند مادها و پارسها قداره بند بوده اند٬ لذا احتمال دارد واژه لُر به معنی قداره بند بوده باشد. لقب آگوم فرمانروای بزرگ کاسی کاک رمه (دارنده شمشیر خونین) بوده باشد. نامهای جنگاوران باستانی کرداک و تئوژیه اوستا در غرب ایران نیز در پهلوی و کُردی به معنی قداره بند هستند. یعنی به نظر می رسد عنوان کاک کُردی و لُری در اصل لغتی اکدی به معنی خنجر و قداره بند بوده است. جالب است که کلمه آری و آریا هم در سانسکریت به قداره و قداره بند است. پس گر چه کمی عجیب است ولی آریا در سانسکریت به معنی خنجردار و ایرا در اوستایی به معنی سپاهی است. لذا از قرار معلوم در معادل صرف گرفتن آن ها به معنی دیگر آنها یعنی نجیب سهو بزرگی شده است. در اساطیر کُردی ار-ماییل (سرور آرها، آریزانتیان) و کر-ماییل (سرور کُرها) نشانگر لُرها و کُردها است: आरी ArI f. small sword این نتیجه گیریها مرا وادار میکند که دو باره مادهای ستروختی (بلند سخن گویندگان) را نه با کُردان سورانی (خنجرکشان) و نه با گورانها/ساگارتیان (غارنشینان) بلکه با زازاک/دیملی/ کیمری ها معادل در نظر بگیرم. ماد و مُغ هم در سانسکریت و اوستایی به معنی میان غارنشین معادل گوران و ساگارتی و لولوبی بوده و قبیله کرادک/کردوخ، بوسین (پرستندگان بزکوهی) و توژیک و سوران هم معادل کُرمانج ها هستند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ساعت 20:20  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
داداش باب اسفنجی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 22:18  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:36  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:14  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:11  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:7  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:4  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:1  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:0  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|